![]() |
![]() |
|
| زبان مادري |
|
واژه مرداد را براي پنجمين ماه سال مي پسنديد يا امرداد را ؟ اگر پاسختان واژه مرداد است بايد بدانيد به كاربردن
اين واژه نادرست است . امرداد نام روز هفتم هر ماه باستاني است و از واژه اوستايي امرتات به معني بي مرگي و جاودانه بودن گرفته شده است . در تقويم كهن ايران هر روز از ماه نامي داشته كه امرداد هم ماه پنجم سال و هم نام روز هفتم از هر ماه بوده كه معنايش نيز درست در نقطه مقابل مرداد بوده است چون مرداد به معناي مرگ و امرداد به معني ماهي است كه در آن مرگ نباشد . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 فروردین1390ساعت 9:52 توسط مریم خباز |
|
|
بعضي ها وقتي مي خواهند واژه ناهار به معني يكي از وعده هاي غذايي را بنويسند به اشتباه از اين واژه استفاده مي كنند :" نهار " . نهار يك واژه عربي به معناي روز است پس به كاربردن اين دو واژه به جاي هم اشتباهي بزرگ است . واژه ناهار در زبان پارسي در شكل نخستينش " ناآهار " بوده كه آهار به معني خوراك و خوراكي است پس ناهار ضد آهار و به معني خوراكي است كه پس از مدتي گرسنگي خورده مي شود . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 18 اسفند1389ساعت 11:10 توسط مریم خباز |
|
|
به كاربردن واژه نقطه نظر اشتباهي همگاني است كه اين روزها هم آنقدر جا افتاده كه كسي به اشتباه بودنش
شك نمي كند . اما " نقطه نظر " در حقيقت بازترجمه واژه به واژه از زبان فرانسوي است كه به اشتباه در زبان پارسي كاربرد پيدا كرده است . پس اينكه بگوييم نقطه نظر من اين است زبان را به اشتباه به كار برده ايم چون بايد به جاي اين جمله بگوييم و بنويسيم :" نظر من اين است " . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 9 اسفند1389ساعت 16:2 توسط مریم خباز |
|
|
واژه " آسياب " از دو واژه " آس " و " آب " برآمده و آس به معني چيز گرد گردنده است . واژه آسمان هم از همين
ريشه گرفته شده و به همين جهت آنچه با دست حركت كندا را " دستاس " ، آنچه را كه با خر حركت كند "
خراس " و آنچه را كه با آب حركت كند " آسياب " مي گويند . پس به كار بردن واژه آسيا به جاي آسياب اشتباه است . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 27 بهمن1389ساعت 11:31 توسط مریم خباز |
|
|
چنانكه و چنانچه دو تركيب مختلف است و دو معني متفاوت دارد . چنانكه به معني "آنطوري كه " است و چنانچه به معني "اگر " . براي نمونه اگر بگوييم "چنانكه به شما گفتم " معنايش اين است كه " آنطور كه به شما گفتم " و وقتي بگوييم " چنانچه آمديد من نبودم " يعني " اگر آمديد و من نبودم " . پس به كار بردن اين دو واژه به جاي هم اشتباه است . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 19 بهمن1389ساعت 14:23 توسط مریم خباز |
|
|
استاد سعيد نفيسي مي نويسد :
معني اصلي و حقيقي واژه نفرين درست مخالف آفرين است همانطوري كه آفرين در لغت به معني آرزوي خوبي براي كسي است نفرين به معني بدي آرزو كردن و دعاي بد كردن است . در ضمن آفرين به معني تحسين و تمجيد يعني به خوبي ياد كردن از كسي آمده و نفرين هم چون ضد آن است به بدي ياد كردن معني مي دهد . در واقع اين چنين به نظر مي رسد كه نفرين از آفرين ساخته شده و در اصل ناآفرين بوده است چنانكه گاهي در موقع نفي ، حرف نفي "نا" به نون تنها بدل مي شود مانند نبهره و نسپاس كه در اصل نابهره و ناسپاس بوده است . در مورد نفرين هم وقتي "نا" به نون بدل شده الف مددار كم كم به خودي خود حذف شده و به جاي آنكه ناآفرين بگويند نفرين گفته اند . |
|
+ نوشته شده در
شنبه 13 آذر1389ساعت 15:2 توسط مریم خباز |
|
|
به جاي ابرام بنويسيم پافشاري / به جاي ابد بنويسيم جاودان / به جاي ابتكار بنويسيم نوآوري / به جاي ابراز بنويسيم بيان كردن / به جاي ابتياع بنويسيم خريدن
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 19 اسفند1388ساعت 10:35 توسط مریم خباز |
|
|
واژه ترکی " دو قلو" واژه اي مرکب از «دوق» و «لو» است که روی هم همزادها معنی می دهد و هیچ گونه ارتباطی با عدد ۲ (دو) فارسی ندارد که اگر بانویی سه یا چهار فرزند به دنیا آورد هم بتوان واژه هاي سه قلو یا چهار قلو را به كار برد. درست مانند واژه فرانسوی «دو لوکس»(De Luxe) که بسیاری گمان می کنند با عدد ۲ (دو) فارسی ارتباطی دارد و لابد سه لوکس و چهار لوکس آن هم وجود دارد. De حرف اضافه ملکی در زبان فرانسوی است به معنی «از» (مانند Of در انگلیسی یا Von در آلمانی) و «Luxe» به معنی «تجمل» و «شکوه» است و «دو لوکس» به معنی «از (دسته) تجملاتی» است در حالي كه ما در زبان پارسي به اين مساله توجه نداريم و از اين واژه ها به صورت نادرست استفاده مي كنيم . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 9 اسفند1388ساعت 10:1 توسط مریم خباز |
|
|
آيا مي دانيد كه در زمان ساسانيان شاهزاده هاي ايراني براي تفريح به شكار عرب ها مي رفته اند ؟
آيا مي دانيد شاهپور ذوالاكتاف پادشاه ساساني به سبب آنكه عده زيادي از تازيان را دستگير كرده و با سوراخ كردن كتف هاي آنان و گذراندن ريسمان از اين سوراخ ها به اين لقب دست يافته است؟
آيا مي دانيد خانواده در دوره ساساني به پنج شكل تشكيل مي شده و دختري را كه با اجازه پدر و مادر به
خانه بخت مي رفته" پادشاه زن" و دختري را كه بدون اجازه اين كار را انجام ميداده "خود سر زن" مي ناميدند ؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 بهمن1388ساعت 10:29 توسط مریم خباز |
|
|
شور بختي است اگر نشان فروهر را ببينيم و گمان كنيم گروندگان به آن آيين زرتشتي دارند چون جدا از اينكه زرتشتيان ميهنمان اين نشان را بزرگ مي دارند فروهر نشاني است براي تمام ايرانيان ميهن دوست . شمايل فروهر هشت قسمت دارد كه دانستن معناي هر يك از آنان عشق به ميهن و عشق نياكانمان به نيكي را نشان مي دهد .
قرار دادن چهره يک پيرمرد سالخورده در اين نگاره اشاره به شخص نيکوکاري و يکتا پرستي دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسنديده اش سرمشق و الگوي ديگر مردمان بوده است و ديگران تجربيات وي را ارج مي نهادند . دست راست نگاره به سوي آسمان دراز شده است که اين اشاره به ستايش "دادار هستي اورمزد" خداي واحد ايرانيان دارد که زرتشت در 4000 سال پيش آنرا به جهان هديه كرد. چنبره اي ( حلقه اي ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پيماني است که بين انسان و اهورامزدا بسته ميشود و انسان بايد خداي واحد را ستايش کند و هميشه در همه امور وي را ناظر بر کارهاي خود بداند . مورخين حلقه هاي ازدواجي که بين جوانان رد و بدل مي شود را برگرفته شده از همين چنبره ميدانند و آنرا يک سنت ايراني ميدانند که به جهان صادر شده است . زيرا زن و شوهر نيز با دادن چنبره ( حلقه ) به يکديگر پيماني را با هم امضا نموده اند که هميشه به يکديگر وفادار بمانند . بالهاي کشيده شده در دو طرف نگاره اشاره به تنديس پرواز به سوي پيشرفت و ترقي در ميان انسانهاست و در نهايت امر رسيدن به اورمزد دادار هستي خداي واحد ايرانيان است . سه قسمتي که روي بالها به صورت طبقه بندي شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پير خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بي شک ميتوان گفت تا ميليون سال ديگر تا جهان در جهان باقي باشد اين سه فرمان پابرجاست و هميشه الگو و راهنماي مردمان جهان است . اين سه فرمان که روي بالهاي فروهر نقش بسته شده همان کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک ايرانيان است . در ميان کمر پيرمرد ايراني يک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دايره روزگار" و جهان هستي دارد که انسان در اين ميان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در ميان اين چنبره روزگار روشي را براي زندگي برگزينند که پس از مرگ روحشان شاد و قرين رحمت و آمرزش الهي قرار بگيرد . دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پايين آويزان شده است که نشان از دو عنصر باستاني ايران دارد . يکي سوي راست و ديگري سوي چپ . نخست " سپنته مينو" که همان نيروي الهي اهورامزدا است و ديگري "انگره مينو" که نشان از نيروي شر و اهريمني است . انسان در ميان دو نيروي خير و شر قرار گرفته است که با کوچکترين لرزشي به تباهي کشيده مي شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک پيروي کند هميشه نيروي سپنته مينو در کنار وي خواهد بود و او به کمال خواهد رسيد و هم در اين دنيا نيک زندگي خواهد کرد و هم در دنياي پسين روحش شاد و آمرزيده خواهد بود . انتهاي لباس پيرمرد سالخورده باستاني ايران که قدمتي بيش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نيک - گفتار نيک - پندار نيک دارد . پس تنها و زيباترين راه و روش نيک زندگي کردن و به کمال رسيدن از ديد اشو زرتشت همين سه فرمان است . که ديده مي شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهاي زرتشت بوده است را براي خود برگزيده است و خرافات و عقايد پوچ را به دور ريخته است .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 21 دی1388ساعت 11:0 توسط مریم خباز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
مریم خباز
روزنامه نگار ،خبرنگار روزنامه جام جم " پرهیب " |
| پیوندها |
|
شبکه خبری ریال نیوز |
|
RSS
|