چند برابر پارسي براي واژه كتاب


ادب دوستان خوب مي دانند كه واژه كتاب واژه اي بيگانه و برخاسته از زبان تازي است . ولي چه كنيم كه پارسي زبانان اين واژه را انقدر به كار بسته اند كه ديگر گريزي از ان نيست . در فرهنگ‌های پارسی، واژگان بسیاری برای آن چه که به فرنام(عنوان ) «کتاب» می‌شناسید باشنده است. نیپیک، نامک، کُوراسک، ماتیکان، ماتَگدان، نَسک، نامه همگی برابرهای «کتاب» بوده‌اند که شوربختانه پس از تازش تازیان و مغولان همه‌ این‌ها از بين رفته اند . «نَسک» در زبان پهلوی به چم (معني )«کتاب» است.

آموزش درست نويسي اعداد

درست نوشتن عددها در زبان پارسي بسيار با اهميت است زيرا اين كار سبب اسان خواندن متن مي شود .گام نخست در درست نويسي اعداد اين است كه  دسته بندي اعداد به دو گروه زير 10 وبالاي 10 را به خاطر بسپاريم . در متن هاي مربوط به زبان پارسي اعداد زير 10 همواره با حروف نوشته مي شوند اما  اعداد بالاي 10 همواره با عدد . البته اين قاعده در برخي موارد كه در اموزش هاي پسين بيان مي شود به هم مي ريزد ولي اين يك اصل بنيادين در نگارش است . حال اگر عدد زير 10 ما به جاي متن در تيتر ( در نوشته هاي مطبوعاتي ) يا عنوان امده باشد وضع دگر گون مي شود چرا كه در اين حال بايد ان را به عدد نوشت . البته در اين ميان عدد 9 كمي استثنا است چرا كه برخي استادان بر اين باورند كه از انجايي كه با حروف نوشتن اين عدد سبب اشتباه شدن ان با " نه " علامت نفي مي شود مي توان ان را با عدد در متن اورد . ...ادامه دارد

زيباواژه هاي فراموش شده پارسي



فريش =آفرين           /    فرگاه = جايگاه بالا و با فر و شكوه             /   لندر = جوجه هاي بدون كرك و پر  


كم = نيزار ، ني          /    كوكو = بوم ، بوف                                  / راغه = دامنه سرسبز                 

پرشوي = شبنم          /   جر = شكاف كوه                                   / بناس = دريچه

داستان هاي كوتاه ايراني


وقتی، دانایی به طریق داستان گفته بود که درختی در هندوستان است که هر که میوه  آن را بخورد عمر جاودان می یابد. پادشاهی این سخن شنید، او از فرط راستی (سادگی - شاید هم طمع به عمر زیاد) کسی را به هند فرستاد تا میوه  آن درخت را بیاورد.

آن مرد سال ها در هند به جست و جو پرداخت. از هر که می پرسید مسخره اش می کردند که این مرد دیوانه است. بعضی ها هم به زبان تعریف و حمد ریشخندش می كردند  و او را به این سو آن سو می فرستادند و درخت هایی را نشانش می دادند. سرانجام وقتی آن پیک خسته، درمانده و نومید و اشک بار آهنگ بازگشت کرد، شنید که در همان مکان شیخی عالِم که قطبی بزرگوار است سکنی دارد با خود گفت : «من که کار دارم توفیق نیافتم، اکنون به نزد او بروم باشد که دعای خیری نماید.» با چشمی اشکبار نزد شیخ رفت.

شیخ پرسید : «از چه چیز نا امید هستی، موضوع چیست ؟»

مرد گفت : «شاه مرا بدین فرستاده تا درختی را که می گویند هر که میوه  آن را خورد حیات جاودانه می یابد، پیدا کنم ولی سال ها گشته ام و نیافتم.»
شیخ خندید و بگفتا ای سلیم                   این درخت علم باشد در علیم
بس بلند و بس شگرف و بس بسیط           آب حیوانی و دریای محیط
تو به صورت رفته ای گم گشته ای         زان نمی یابی که معنی هشته ای
آن یکی کش صد هزار آثار خاست           کمترین آثار او عمر بقاست

آخر چرا به الفاظ و اسم ها چسبیده ای ؟ چرا به معنی و ذات و حقیقت توجه نمی کنی ؟
هر که به دنبال اسم بگردد به جایی نمی رسد باید مسمی را جست (نه این که تاریخ بافی کرد که مثلا مریم مادر یحیی را دید یا ندید یا رستم بود یا نبود.)
در گذر از نام و بنگر در صفات           تا صفاتت ره نماید سوی ذات
اختلاف حق از نام اوفتاد                   چون به معنی رفت، آرام اوفتاد

بخشي از نامه رستم فرخزاد به سعد وقاص



زماني كه تازيان به مرزهاي ايران هجوم آوردند يزدگرد سوم سردار دلير خود رستم فرخزاد را مامور كرد تا ياغيان را سر جاي خود بنشاند . رستم نيز كه خوب مي دانست تازيان به هوس چپاول اموال ايرانيان راه مرزهاي همسايه قدرتمند خود را در پيش گرفته اند در گام نخست كوشيد تا با نگارش نامه اي آنان را از اين كار بر حذر دارد.

متن نامه رستم فرخزاد به سعد وقاص بخشي از اسناد تاريخ ايران است كه فردوسي پرچمدار ميدان سخن آن را به زيبايي سروده است . او در دو شاه بيت خود اينگونه اوضاع را تشريح كرده است :


ز شير شتر خوردن و سوسمار / عرب را به جايي رسيده است كار

كه تاج كياني كند آرزو / تفو باد بر چرخ گردون تفو

درباره  واژه هرمزگان



در روزگاران كهن به آتشكده ها و پرستشگاه ها ، " هرمزگان " گفته مي شده است . در واقع اين واژه جمعي از دو واژه هرمز كه منسوب به اهورامزداست و گان به معناي جايگاه تشكيل شده است .به اين ترتيب روي هم رفته واژه هرمزگان به معناي خانه خدا يا جايگاه پرستش اهورامزداست .

زماني كه خط فارسي از دستگاه خلافت حذف شد



در زمان خلافت عمر خليفه دوم حجم اموال بيت المال به اندازه اي شده بود كه حساب آن از دست خليفه خارج شده بود . پس تازيان يك بار ديگر دست كمك به سمت سردار دلير ايراني به نام هرمزان دراز كردند و او ديوان محاسبات را براي تازيان راه اندازي كرد . در تمام اين مدت خط فارسي نيز يكه تاز ميدان بود و تمام دفاتر و اسناد با اين خط نگاشته مي شد تا زماني كه عبدالملك مروان خليفه اموي روي كار آمد و فرماندار ستمگر او حجاج يوسف دشمني با ايرانيان را آغاز كرد. در اين زمان ايراني دانشمند به نام زادان فرخ را كشتند تا به دنبال مرگ او خط فارسي نيز از دفاتر و اسناد مسلمانان حذف شود .

لحظه اي با نادر شاه


نادر شاه افشار:

لحظه  پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم  

آشنايي با معاني چند واژه پارسي

 

نماردن يعني اشاره كردن / فند يعني فن ، شگرد /  فرنود يعني دليل /  فرنام يعني عنوان ، سرگفتار/  فرنشين يعني رييس/ فرينه يعني ممتاز /  فرگرد يعني فصل كتاب /  فرجاد يعني وجدان / فرتور يعني عكس ، نگاره