انچه عرب ها در موسيقي از ايرانيان اموختند
نوشته يسنا مهر ايين:
«کلمان هورات» می نویسد :
«پیش از ظهور اسلام عرب های بادیه نشین شعر و موسیقی داشته اند ولی تشکیل گسترش آن بر ما نا شناخته است. شاید شيوه حرکت شتر هنگام راه رفتن و گذاردن پاهایش با آن همه نظم بر روی زمین، موجد آهنگ «حدی» گشته است، آهنگی که ساربانان كاروان برای راندن و سرگرمی شتران می خواندند. در آن هنگام ارکستر عربی فقط از آواز، کف (دست زدن) و دف تشکیل می شد ...»
در دوران خلفای اموی (41 تا 132 هجری قمری برابر با 661 تا 750 میلادی) موسیقی شکوفایی قابل ملاحظه ای پیدا کرد، زیرا خلفای اموی بر خلاف خلفای راشدین در مورد موسیقی سختگیری زیادی نداشتند. در همان روزها بود که واژه های فارسی مثل «دستان»(پرده) و «زیر و بم»(نام وتر یا سیم اول و چهارم عود) رواج گرفت.
دوران خلفای عباسی (132 تا 656 هجری قمری) را به گفته ابن خلدون در «المقدمه» تاریخش
می توان شكوفايي موسیقی دوران اسلامی نامید به ویژه سال هایی که با خلافت «سفاح» بنیانگذار خلافت عباسی آغاز و به معتصم، هشتمین خلیفه عباسی منتهی می شود (32 تا 227 هجری قمری برابر با 750 تا 833 میلادی) از اهمیت بیشتری برخوردار است.وقتی «عبدالله بن زبیر» رقیب خلفای اموی تصمیمی به بازسازي کعبه گرفت، بنایان و کارگران ایرانی و یونانی را برای این کار استخدام کرد. این کارگران همان گونه که رسم آن هاست هنگام کار آواز می خواندند و آهنگ های آن ها مورد توجه اهالی محل قرار می گرفت، آوازهایی که یونانیان می خواندند از خاطره ها محو می شد، ولی در ادبیات عرب بارها به موسیقی و آوازهای ایرانیان اشاره شده است. پاره ای از کارگران ایرانی با خود آلات موسیقی به مکه برده، به اهالی ساز زدن آموخته بودند
همچنین در میان گروه های فراوانی که به نام اسیر و برده پس از جنگ (یا حادثه ایران و عرب) به عربستان می بردند، کسانی هم بودند که موسیقی می دانستند یا این که اگر موسیقیدان حرفه ای نبودند، در فرهنگستان های دیار خویش نوای خوش را به عنوان یکی از موارد درسی فرا گرفته بودند.