درباره تخلص سعدي
بگذار هیچ کس نداند نام و لقب سعدی به طور دقیق چیست و نسبت سعدی که به صورت تخلص در جای جای آثارش هست به طور یقین به که برمی گردد. آن چه در روایات راجع به نام و لقب او هست، حتی یک قرن بعد از او، حقیقتش در ابهام است. در باب منشأ نسبت او هم با آن که خود او از انتساب به سعد بن ابوبکر به نحو تعارف آمیزی یاد می کند جای بحث است.
اگر انتسابش به اتابک سعد زنگی باشد، نشان می دهد که خانواده ی او - و شاید پدرش - به نحوی از نزدیکان سعد بوده است. اما انتسابش به سعد بن ابوبکر این اشکال را به وجود می آورد که او قبل از بازگشت به شیراز و ارتباط با این اتابک زاده جوان چگونه به نام سعدی خوانده شده است. این که از خانواده او کسانی به عنوان سعدی شیرازی در آن ایام در شام می زیسته اند جالب خیال می نماید، اما آیا کسانی از این خانواده که می بایست در شیراز بوده باشند چرا نام هیچ یک از آن ها در مزارات شیراز نیست ؟
انتساب به سعد بن عباده خزرجی نيز چیزی بر قدر او نمی افزاید.
به هر حال او در تمام مدت حیات شاعری، جز با عنوان سعدی شناخته نیست. در آن ایام حتی سعدی می توانسته است نام شخصی بوده باشد و نظایر آن در نام دیگر کسان هم هست.
انتساب به سعد بن عباده که بعضی آن را منشأ تخلص سعدی پنداشته اند هم بي اساس است. در بین مزارات شیراز، هیچ کس که منسوب به سعد بن عباده باشد تا صد سال بعد از شیخ هم وجود نداشت، چون هم قبیله وی عالمان دین بودند اگر کسی منسوب به سعدبن عباده بود ناچار در بین اهل مزارات جایی به این نسبت اشارت می شد. نام سعد بن عباده هم در نزد اهل فارس، که در تسنن تعصب داشتند، چیزی نبود که کسی خود را به آن منسوب کند، چون سعد بن عباده از بیعت با ابوبکر خودداری کرد و از مدینه خارج شد و گویند به وسیله ایادی خلیفه کشته شد و به هر حال کردار او در عهد خلافت ابوبکر چنان نبود که انتساب او موجب فخری باشد و به خاطر انتساب به او بتوان کسب اهمیت کرد.(در اعلام شدالازار هیچ جا نام سعد بن عباده نیست و اگر در بین مشاهیر عصر کسی به او منسوب می بود نامش می آمد.)