آنگونه كه از پژوهش ها بر مي آيد  زبان دری از خراسان به سراسر ايران  گسترده شده  و پس  از اسلام زبان علمی و ادبی شده است به طوري كه  پيش  از اسلام زبان علمی و ادبی زبان پهلوی بوده است .اما زبان پهلوی پس  از اسلام محو نشد و ويژه  مردم نواحی ميانه و غرب و جنوب ایران بود، و برخي مدعیند که در آذربایجان هم زبان خاصی به نام زبان «آذری» بوده است و اشاراتی هم از این لهجه در نوشته هاي پيشينيان دیده شده است.

ابوریحان، در آثار الباقیه، یک دسته از واژه ها  از خوارزمی و سغدی - که زبان اخیر متعلق به مردم سمرقند و بخارا بوده - بيان  می کند که با سایر لهجه های پهلوی و دری و اوستایی و فرس قدیم متفاوت است و شاید تا به حال آثاری از زبان سغدی در دره های سمرقند و تاجیکستان باقی باشد، چنانکه از پهلوی و لهجه های دیگر، هنوز در دره های عراق و اصفهان و نطنز و فارس باقی است. اما زبان رسمی و علمی ایران و افغانستان و هند، زبان دری است که اصل آن زبان مردم بلخ یا مخلوط با واژه هاي  مردم بلخ بوده است.

خوشبختانه زبان دری، از برکت فردوسی و سایر استادان كهن ، در تطور ششم زبان ایران لطمه زیادی نخورد . اصول آن تا امروز هم برقرار مانده و نادر زبانی است که در مدت  هزار و دویست یا سیصدسال این طور سالم و صحیح باقی مانده است  ولی از زمان مغول به بعد، تطور ششم که چه با  کندی به وجود آمده اما جنبه  علمی زبان و لطافت و درستي  ادای واژه ها  و اصوات، کلمات را از بین برده و زبانی به وجود آورد که آن را «لفظ قدیم» باید نامید نه دری پاک و حقیقی ... آری در حقیقت زبان امروزه ایران را نمی توان زبان دری نامید، بلکه آن را كه در مرحله ششمین تطور زباني است، باید «لفظ قلم» خواند.