زبان آرامي :



در تورا و نوشته‌ها ی اکدی (از پایان سده  چهارم پیش از زادروز و سپس‌تر آن) نام آرامی به مردم بیابان‌گردی گفته می‌شود که از اپاختر عربستان تا مرزهای سوریه و فلسطین و بابل می‌کوچیدند. بخش بزرگی از ایشان کم‌کم در درون سرزمین شهری‌گر جاگیر شدند و با مردمانی که پیش از ایشان در آن سرزمین‌ها بودند درآمیختند. با دل‌آسودگی نمی‌توان گفت که عبرانیان پیش از جاگیر شدن در کنعان یکی از تبارهای آرامی نبوده‌اند.

شهرنشینان آرامی زبان، در فرمان‌روایی‌ها ی اکدی به کارهای دیوانی می‌پرداختند و در شاهنشاهی پارسیان نیز به کارمندی دست‌گاه‌ها ی دیوانی پذیرفته شدند. هخامنشیان در کارهای کشوری استان‌ها یی که از چنگ فرمان‌روایان آشور و بابل درآورده بودند زبان آرامی را به کار می‌بردند. بدین انگیزه برخی از دانش‌مندان برای زبان آرامی روامند در دست‌گاه هخامنشی زبان‌زد «آرامی شاهنشاهی» را پذیرفته‌اند.

کم‌کم زبان آرامی جانشین همه  زبان‌ها ی سامی اباختري، مانند اکدی و فینیقی و عبری شد و نیز در نوشتن و ادب از گسترش زبان یونانی در آسیا پیش‌گیری کرد. زمانه  طلایی گسترش آرامی در میانه  سال‌ها ی 300 پیش از زادروز تا 650 زادروزی است. از این زمان، زبان عربی (یکی دیگر از زبان‌ها ی سامی) جای زبان آرامی را گرفت و آن را از ر واج انداخت. اکنون در سراسر جهان تنها 200 هزار تن به زبان آرامی گفت‌وگو می‌کنند.

از زمانی که نمی‌دانیم، زبان آرامی به دو شاخه  خاوری و باختری بخش شد. شاخه  آرامی خاوری است که با ایران و زبان‌ها ی ایرانی در پیوند است. از زمانه شاهنشاهی پارسیان گل‌نوشته‌ها ی فراوانی به زبان آرامی در شهر بابل پیدا شده است (سده  پنجم پیش از زادروز) این نوشته‌ها به دبیره  آرامی کهن است که در آن نویسه‌ها جدا از هم نوشته می‌شوند. این دبیره با دگرگونی‌ها یی در گل‌نوشته‌ها ی یافته در آشور و میان‌رودان که گویا از سده‌ سوم زادروزی است به کار رفته؛ همین دبیره‌ دگرگون شده  آرامی است که سپس‌ترها زبان‌ها ی پهلوی و سغدی و سپس ایغوری را با آن نوشته‌اند. در زمانه  باستان آرامی را به دبیره  میخی هم می‌نوشته‌اند.