در فرهنگ­های انگلیسی و فرانسه می­نویسند که واژه­ «کراوات» از نیمه­ دوم سده هفدهم در زبان فرانسه رواج گرفته است؛ چون سربازان کروآت (اهل کرواسی) که در هنگ پادشاهی کروآت در زمان «لوئی چهاردهم» بودند دستمال گردن می­بستند و این رسم از آن دوره آغاز یافته است.برای همین مردم فرانسه دستمال گردن را از روی نام این سربازان، «کراوات» نام نهادند !
پس واژه­ «کراوات» و رسم بستن آن پیشینه­ی کلاسیک (یونانی و لاتین) ندارد و به همین سبب بوده که اروپاییان «ریشه­ عامیانه» برای آن ساخته و آن را به سربازان کروآت نسبت داده­اند.اما در اوستا وندیدادُ فرگرد ۱۴ ُ بند ۲ دوازده چیز را که مرد جنگی به انها نیازمند است نام برده شده است که یکی از انها " کیرس " است . انگونه که از سنگ نگاره های تخت جمشید بر میاید پاپک پدر اردشیر که رخت مادی بر تن دارد نیز از کیرس استفاده کرده است . این کراوات بیشتر به صورت پهن­تر و پیش سینه­ای دیده می­شود که پادشاهان و بزرگان سپاه می­بستند و در همه­ صورت­های کنده شده روی سنگ و سکه­های باستانی یافت می­شوداین پیش سینه که تا دوره­ صفویه و پس  از آن هم رسم بوده که در صورت­های شاه عباس دیده می­شود؛ همان است که به زبان فرانسه «cuirasse» می­گویند که از «corazza» ایتالیایی گرفته شده است و ریشه­ آن «کئرس» اوستایی است.بنا به گفته اروپاییان «cuirasse» از سده  پانزدهم در اروپا رواج گرفته شده و چون پیشینه­ کلاسیک نداشته برای آن ریشه ا تراشیده­اند و آن را از واژه­حدسی «coracea» که در لاتین نیست گمان کرده­اند و آن راا ز ریشه­ لاتینی «coriaceus» به معنی «چرمی» و از ریشه­ لاتینی «corium» یعنی «چرم» دانسته و ناچار شده­اند بگویند که این قسمت زره را در ابتدا از چرم می­ساخته­اند !!!در مازندران تا چند سال پیش که هنوز لباس­های محلی می­پوشیدند، رسم بود که داماد شب عروسی، دستمال گردن سرخ یا سبز ببندد و این رسم مانند حلقه­ای که به انگشت می­کنند علامت دلبستگی به چیزیست.
به نظر می رسد کراوات هم در ایران باستان مانند «کـُستی» علامت دینی و بستگی به جایی بوده است.
«کستی» رشته­ای بوده که به کمر می­بستند و کراوات رشته­ای بوده که «بر گردنم لفکنده دوست»؛ بی­جهت نبود که وقتی بستن کراوات دوباره در ایران رسم شد آن را «زُنـّار» نام نهادند.